محمد تقي جعفري

13

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مىشويم ، ممكن است صورت ماه در حافظه يا ضمير ناخود آگاه ما بماند ، ولى جزء يا حالتى ثابت از ذهن ما نمىباشد . در صورتى كه در فعاليتهاى مربوط به دل ( قلب ) موضوع فعاليت مانند جزئى يا حالتى از دل مىباشد . پديده‌ها و مفاهيم زير را در قلمرو دل مىبينيم ، نه در فعاليتهاى مغزى : تپش ، آرامش . اضطراب ، سكون . اميدوارى ، نوميدى . روشنايى ، تاريكى . شور زدن ، اطمينان . باضافهء اين گونه پديده‌ها ، كلماتى را مىتوانيم با لفظ دل تركيب كنيم كه آنها را با فعاليتهاى مغزى مانند انديشه و تعقل و تصور نمىتوان مركب نمود . مانند : دلاور ، دلسوز ، دلارام ، دلبر ، دلاميز ، دلهره ، دلدار ، دلير ، دلشاد ، دلگير ، دلداده . . . مسلم است كه مشابه اين تركيبات در بارهء دل ، در همهء زبانهاى دنيا وجود دارد و نمىتوان در بارهء فعاليّتهاى مغزى آن تركيبات را به كار برد . حال اگر موضوعاتى را كه عامل پديده‌ها و تركيبات مزبور در دل مىگردند ، مورد دقت قرار بدهيم ، خواهيم ديد كه آن پديده‌ها و تركيبات به خوبى رابطهء وجودى آن موضوعات را با دل ، نشان مىدهند . وقتى كه دل مادر براى بيمارى كودك مضطرب مىشود ، موضوعى كه به وجود آورندهء اضطراب است ، حيات كودك است . در حقيقت حيات كودك رابطه اى با حيات مادر دارد كه تزلزلش موجب اضطراب دل مادر مىگردد . هنگامى كه يك انسان تكامل يافته كه رهبرى جامعه اى را به عهده گرفته است ، مصائب و ناگوارىهاى جامعهء خود را مىبيند ، مضطرب مىشود ، علت اين پديدهء روانى اساس احساس رابطه اى است كه رهبر ميان حيات مردم جامعه و حيات ايده آل خود ، دارا مىباشد . در همين خطبه كه مورد تفسير ما است ، اين جمله را مىبينيم : لم يوجس موسى عليه السلام خيفة على نفسه ، بل اشفق من غلبة الجهّال و دول الضّلال . ( هراس موسى ( ع ) براى ترس از خويشتن نبود ، بلكه او از آن بيمناك بود كه